يك زن هيچگاه نميگويد دوستت دارم.
اما هرگاه پرسيد آيا او را دوست دارى ، بدان در قلب او جاى گرفته اى… اشاره به اونجا كه داشتيم اسنك ميخورديم. :-D

انتظار داشتم بهم بگى “من كه هستم.”
ولى نگفتى…

محو صدات بودم …
تازه فهميدم چقدر صدات واسم اشناست ..
چقدر حرف زدنتو دوست دارم …
تو حرفات غرق شده بودم كه
تو يه دفعه گفتي “اومد”
و گوشي رو زااااااررررت قطع كردي .

ستاره ها را ميبينم

هر شب

با اينکه دورند

و تو را در روز هم نمی بينم

کاش ستاره بودی!

صدایم کن

صدایم کن

 صدای تو ترانه است …

 نفس های تو در گوشم

 کلامی عاشقانه است .

اگر از بودن و ماندن بدون عشق دلگیرم

صدایم کن

به آوازی

که من بی عشق میمیرم ….

صدایم کن

 

این نوشته با گذرواژه پاسداری می‌شود. برای نمایش گذرواژه‌ی خود را بنویسید:


خاموشتر از گذشته محو سکوت شده ام…
چند برگ کاغذ،يک خودکار نيمه تمام،
و دلي که هيچگاه همراه من نبوده است در کنارم نشسته اند…
غافله دقايق از مقابلم مي گذرد..
.با حسرت نگاهش مي کنم.
ديگر حرفهايم براي کاغذ تازگي ندارد
دفترها خط مرا نمي خوانندو
کلمات که از ناشناخته ترين نقطه ي خيالم فرياد مي کشند
هيچ حسي را در کسي بيدار نمي کنند…..

 

چه شب غمناکی

ماه بالای سرم908

 آسمان بارانی است

 باغ از جنس بهار

 گل یخ، سبزه مرگ

و درخت،

 شاخه اش قربانی است

 همه چیز آرام است

 تنها عقربه ها بی تابند

 و عجب حس بدی است دلتنگی

می برد آدم را تا شعاعی به نام جنون 

همه چیز آرام است

 دل دریا هم خواب

همه چیز آرام است

و فقط این دل من بارانی …

 

وقتی نگاهم به چشمانش افتاد

پیش خود گفتم :

این بار دگر فریب چشمان او را نخواهم خورد .

ناگهان برق بیرق چشمانش قلعه قلبم را ویران کرد

و من

دوباره

مات شدم ….

romantichugfrombackward1

 

هوای هوايت را داشته باش…

                سرما کم کم دارد می شود فرمانروای سرزمينمان

                                                 لطفا نگذار هرکاری دلش خواست و با زمين کرد

                                                                                                                     با دل تو هم بکند .

 هوای بارانی