هنوزم مثل روز اول وقتی بهت فکر میکنم انگار یه پروانه داره توی دلم بال میزنه ….
انگار که میخواد بیاد بیرون ولی نمیتونه …
اونوقته که میبینم پیشم نیستی و اونجاس که دستام سست میشه .
اشکام دونه دونه و ناخودآگاه میریزن …
به روزای خوبی که با هم داشتیم فکر میکنم …
میخندم .
خنده و اشک با هم خیلی تناسب دارن !
نه میتونم نخندم ، و نه میتونم جلوی اشکامو بگیرم …
باهام چی کار کردی؟
باهام چی کار کردی که اینطوری عاشقت شدم؟
قرار نبود به هم دل ببندیم …
قرار نبود به هم وابسته بشبم …