وقتی ولم کردی
اول گریه کردم بعد با خاطراتمون زندگی کردم…
وهربار که خوبیهامو دیدم ، بیشتر به ارزش خودم پی بردم
و آروم آروم خاطرات با ارزشمو ازوجود تو پاک کردم
و وقتی تنها شدم
اینبار خودم رو پیدا کردم…
چه نازنین ، چه دوست داشتنی، چه لطیف و چه خواستنی…
همه اینها من بودم …
اوهوم…
ازت ممنونم که منو رها کردی.
این بار بهتر از دفعه قبل خودم رو شناختم.
با این لطفت کمکم کردی که جایی توی قلبم برای خودم باز بشه …
و دوباره فرصت کنم که بیشتر به خودم عشق بورزم
و بیشتر فکر کنم…
از هر اتفاقی یه فرصت خوب پیدا میکنم برای بهتر شدن …
وقتی با رفتنت تیری به قلبم زدی بهم یاد دادی چطور میشه درد رو تحمل کرد …
وقتی دردش رو احساس میکردم فقط میتونستم گریه کنم …
نه به خاطر رفتنت …
به خاطر پاره شدن قلبم و احساساتم که به غارت رفته بود …
چه درس مهمی یاد گرفتم ، نباید اینقدر راحت با احساسات کسی بازی کنم ..
نباید قلب کسی را به این راحتی بشکنم …
به خودم گفتم چه ساده همه چیز رو از دست دادم …
باز به خودم گفتم این هم یه فرصت دیگه تا یه چیز بهتر بدست بیارم …
پس یاد گرفتم خودمو شفا بدم ..
دوباره از هیچ به همه چیز رسیدم …
و این رو مدیون تو هستم ..
به این میگن معجزه …
من از تو شادترم چون
وقت با ارزشم رو بجای اینکه صرف تو کنم
صرف خودم می کنم تا بهتر بشم
تا بهترین موجود دنیا را که می تونم از خودم بسازم
و اون موقع خودم رو بهت تقدیم می کنم
اگه لیاقتش رو داشته باشی بدستم می یاری
و اگه نه
دوست دارم بغلت کنم و خوب به خاطر بسپارم چه کسی رو از دست دادم و چه کسی من رو از دست داده…
اولین باره که وبلاگتو دیدم!
خیلی قشنگ بود…
تبریک میگم.
یه جورایی حرفای دلت مثل حرف دل منه…
سلام امیدوارم حالت خوب باشه از احساست خیلی خوشم اومد امیدوارم موفق باشی
Mesle harfaye dele man to in rozaas